|
یک |
سلام. خوبش را بخواهید برای دادن این جایزه گلدن گلوب به اصغر فرهادی و یا حتی احتمالا جایزه اسکار ، نباید خیلی متعجب می شدیم. ما که یکی دو روز نیست به آمریکایی ها رسیده ایم؛ دعوای ما سی ساله است و استکبار آنان شصت ساله!!! انگار فرهادی همه فیلم های قبلی را ساخته بود تا آبدیده و آماده شود برای ساختن این "جدایی" و دستمزد همه این فیلم ها را یکحا از دست آنجلیا بگیرد! بیایید یک بار به نام این فیلم دقت کنیم؛ جدایی نادر از سیمین. مگر در فیلم، سیمین نیست که جدا می شود؟ مگر سیمین نیست که از نادر جدا زندگی می کند؟ مگر سیمین نیست که از ایران می رود؟ پس چرا جدایی، جدایی نادر از سیمین است و جدایی سیمین از نادر نیست؟ در حقیقت سیاه نمایی از همین نام شروع می شود. علاوه بر کلمه "جدایی" که هدف کارگردان را می رساند، ترتیب نام ها هم به مقصود او کمک می کند. یعنی کارگردان می گوید این نادر(مرد مانده در ایران) است که خود را از سیمین(زن رها شده از ایران و به آژادی رسیده) محروم کرده وگرنه سیمین که چیزی را از دست نمی دهد!
به نظرم همین نگاه کوتاه به این چند فیلم نشان می دهد که فرهادی زمینه اش را داشته. خوب هم زمینه اش را داشته. زمینه اش را داشته که بزرگش کنند و از این به بعد بیشتر هم از او استفاده کنند. همانطور که پس از نوبل، شیرین بیشتر به دردشان خود و حتی شده بود منبع گزارش های سازمان ملل از اوضاع ایران. البته فرهادی هم دست آنان را که از آستین آنجلی بیرون آمده بود، به گرمی فشرد!!! همان اول هم گفتم: نباید از این جایزه توسط این دشمنان به کارگردان این فیلم ها متعجب می شدیم ولی پیام یک مقام دولتی برای اصغر فرهادی واقعا تعجب برانگیز است. مخصوصا وقتی در پیام می نویسد:"انقلاب اسلامی ایران آغاز رویش یک تمدن بزرگ است. تمدنی که در پرتو اخلاق، معنویت و عدالت میتواند، سعادت و رفاه و آرامش و نشاط واقعی را برای انسان سرگشته و دور افتاده از حقیقت و اصل خود به ارمغان آورد."
از خودم می پرسم که آیای واقعا آقای شمقدری فیلم جدایی نادر از سیمین را دیده و این پیام را داده؟! یعنی این فیلم این مفاهیم را منتقل می کند و ما نمی دانستیم!!! یعنی می خواهد با همین چند خط پیام تمام زحمات فرهادی و تبلیغات مستکبرین را نقش بر آب کند. عجب نقشه ای! باید بگویم که یک اشتباه داشتی: آقای شمقدری! با تیروکمون به شکار گورخر آمدی! سیاه نمایی های فیلم و تبلیغات اسکار را که با پیام خنثی نمی کنند! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ پنج شنبه 29/10/90 ] [ 3:35 صبح ] [ علی هاشمی زاده ]
[ نظر ]
[ شنبه 24/10/90 ] [ 6:1 عصر ] [ علی هاشمی زاده ]
[ نظر ]
سلام. همیشه سیر و روند اندیشه حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) درباره ابعاد جغرافیایی جمهوری اسلامی و ایجاد تغییر مبتنی بر انقلاب اسلامی برام جالب بوده. البته یکی از دلایل ترس غرب از انقلاب اسلامی هم همین بود. با انقلاب اسلامی تفکری در ایران به حکومت رسیده بود که ظلم را در هر شکلی در هر جای دنیا بر نمی تافت و معتقد بود "تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم." و این یعنی پیشروی این انقلاب حتی تا قلب کاخ سفید و کاخ کرملین بدون هیچ مرز و محدودیت. به عنوان مثال حضرت امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) دقیقا اولین رمضان بعد از انقلاب اسلامی در آن اوضاع خاص و در حال تغییر آن دوران، با سخنرانی ها و برنامه ریزی های مختلف مانند تعیین روز قدس، فلسطین رو به مسئله اول اجتماعی مسلمین تبدیل کردند و لرزه به دل عمال غرب و استعمارگران غربی انداختند. ایشون برای عربستان هم تفکر مدیریتی خاصی داشتند و معتقد بودند به جای حکومت یک خاندان بر سرزمین وحی، شورا و کمیته ای متشکل از کشورهای اسلامی باید این اماکن متبرکه رو مدیریت کنند.
در حقیقت ایشان برای تمامی مشکلات و نابسامانی ها بشریت برنامه داشتند و مثل خیلی از سیاسیتمداردان، با مصلحت اندیشی های آرمان برانداز، به فکر حفظ حداقل ها نبودند. به نظرم حال که بیداری اسلامی قدم های آخر خود را در برخی کشورها بر می دارد تا از یوغ استعمار قدیم و نوین به آزادی برسد و بیداری تا کف خیابان های نیویورک و لندن پیش رفته است، چه خوب است افق اندیشه های حضرت امام رو باز بررسی کنیم. به عنوان مثال، در صحیت های ایشون که در ادامه می آید، دقت کنید که موضوع صحبت شان فقط فلسطین یا لبنان یا حتی فقط مصر نیست، آن ها خطاب به کل کشورهای عربی و امت اسلام سخن می گویند: موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه 16/10/90 ] [ 8:10 عصر ] [ علی هاشمی زاده ]
[ نظر ]
سلام امروز رهبر معظم انقلاب با دست اندرکاران دستگاه دیپلماسی دولت جسله ای داشنتد که سخنان بسیار و قابل تاملی رو بیان کردند.
گویا رهبر معظم انقلاب با کنایه می فرمایند اگر ایمان ندارید، لااقل حسن ظن داشته باشید! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ پنج شنبه 8/10/90 ] [ 12:57 صبح ] [ علی هاشمی زاده ]
[ نظر ]
سلام حتما مجله خبری شبکه یک رو دیدید. یک بخش خبری که هر روز ساعت 19:15 از شبکه یک پخش می شه و گزارش های خوب و تاثیرگذاری داره. میلیون ها بیننده نشسته اند و دارند این برنامه رو می بینند. نباید طبق فرهنگی اسلامی ایرانی خودمان و بر اساس دستور مکرر ائمه در احادیث و روایات، ابتدا به این همه بیننده سلام کنیم؟!!! در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که:اَلسَّلامُ قَبلَ الکَلامِ؛ نخست سلام، سپس کلام. دیگه از این واضح تر و شفاف تر! در بسیاری از دیگر برنامه ها مانند میزگردها از قدیم الایام امر مرسوم و صحیح این گونه بوده است که مجری بعد از سلام و علیکی با بیننده ها، سوال را مطرح می کند، طرف مقابل هم پس از سلام و علیکی با بینندگان جواب سوال و نظرات خود را مطرح می کند. به نظرم بهتره وقتی مجری سوالی از خبرنگار پرسید، خبرنگار هم در حد دو سه ثانیه (!) سلامی به بینندگان عرض کند و بعد هر چه می خواهد دل تنگش بگوید!!! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ یکشنبه 4/10/90 ] [ 10:50 عصر ] [ علی هاشمی زاده ]
[ نظر ]
یه سری موجود زنده (آدم که نیستند!) دور هم جمع میشن تا کشتن یک زن را ببین یا خونخواری فردی دیگر را. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 10/8/90 ] [ 5:35 صبح ] [ علی هاشمی زاده ]
[ نظر ]
[ سه شنبه 26/7/90 ] [ 9:46 عصر ] [ علی هاشمی زاده ]
[ نظر ]
باز صد رحمت به مرام مردم کوفه. یادشان آمد که امامی دارند در مدینه و باید دعوتش کنند. ولی مدینه ای ها در کنارش بودند و هیچ نگفتند. هیچ اصراری به قیام و اعلام آمادگی برای تبعیت از امام نکردند. بغض نوشته: موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه 15/7/90 ] [ 1:12 عصر ] [ علی هاشمی زاده ]
[ نظر ]
من متن اعترافات خود را مبنی بر یک اختلاس کلان از سیستم بانکی منتشر می کنم. سال 87 بود که تصمیم به این اختلاس بزرگ گرفتم ولی با تدابیر و پیگیری های مجدانه و هوشمندانه بانک و نهادهای نظارتی ناکام ماندم. باخود گفتم حال که اختلاس بی اهمیت و کوچک سه هزار میلیاردی این همه سروصدا به پاکرده، اگر پرده از اختلاس من بیافتد، چه جنجالی به پاخواهد شد. پس دیدم بهتر است خودم اعتراف کنم تا هم اختلاسم سیاسی نشود (!) و هم در مجازاتم تخفیف قائل شوند. قضیه از این قرار بود که من به بهانه وام عمره دانشجویی یک فقره وام کلان به مبلغ حدودی ده میلیون ریال دریافت نمودم. ابن درحالی بود که برای این مبلغ هنگفت، فقط به مبلغ ناچیز بیست میلیون ریال سفته و یک پروانه کسب معتبر و چک معتبر صاحب پروانه را نزد بانک به ضمانت گذاشته بودم که همین کار، من را ترغیب به اختلاس نمود زیرا بانک برای اطمینان از بازپرداخت پول، خیلی بی توجهی و اهمال نموده بود و برای این مبلغ کلان، فقط دو هفته من را دوانده بود. همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه یکی از قسط ها عقب افتاد. شاید بیش از 2 یا 3 روز بود که از موعد قسط می گذشت و من بی توجه به این موضوع، در حال بهره گیری تجاری و اقتصادی و سیاسی از این وام کلان بودم. داشتم سهام فولاد را می خریدم که ناگهان متصدی بانک بعد از خودم با پدرم، منزل پدرم و منزل پدرخانمم تماس گرفت و من نادم شدم. مبلغ قسط که عقب افتاده بود مبلغی حدود چهارصد هزار ریال بود که برای تاخیر نیز 12درصد جریمه پرداخت نمودم. چند بار به این منوال گذشت و من هم سواستفاده زیادی از منابع بانکی کردم و ضربات شدیدی به نظام مالی وارد نمودم تا روزی به بانک مراجعه و کل مبلغ باقیمانده (حدود 70درصد کل وام) را یکجا پرداخت نمودم و موفقیت نهادهای نظارتی و تلفن زننده را تبریک گفتم با این جمله بندی که "کلافه مان کردید با یک روز تاخیر آبرویمان را می برید! دیگر جرا به پدرزنم زنگ می زنید(!) بیا این هم کل پولتان(!)"
در آنجا با سیستم پیچیده نظارتی بانک آشنا شدم به این صورت که یک متصدی فقط مخصوص همین وام های کلان(زیر ده میلیون ریال) گذاشته بودند و او دائم از صبح تا شب به همه زنگ می زد و می گفت "بیایید، اختلاس نکنید، ما حواسمان جمع است!!!" که ای کاش حواس شان برای همه وام ها جمع بود.
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه 2/7/90 ] [ 8:0 عصر ] [ علی هاشمی زاده ]
[ نظر ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |