سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
یک

یک
قالب وبلاگ

سلام. خوبش را بخواهید برای دادن این جایزه گلدن گلوب به اصغر فرهادی و یا حتی احتمالا جایزه اسکار ، نباید خیلی متعجب می شدیم. ما که یکی دو روز نیست به آمریکایی ها رسیده ایم؛ دعوای ما سی ساله است و استکبار آنان شصت ساله!!!
مگر داستان شیرین عبادی را فراموش کرده اید؟! برای او هم همین کف ها را زدند، بوق هایشان را به راه انداختند و تبلیغات کردند. آن موقع جایزه نوبل بود و حالا هم یک جایزه از یک نوع دیگر؛ گلدن گلوب. وقتی دشمن جنگ را با نیروهای "این ور آبی" شروع کرده چه فرقی برایش می کند هنرمند یا مدعی خقوق بشر. او می خواهد حرف خودش را از دهان "این ور آبی هایی غرق شده در آن ور آب"(!) بشنود و به گوش جهانیان برساند.
شیرین عبادی کسی بود که زمینه اش را داشت؛ بارها و بارها هم ثابت کرده بود. اصغر فرهادی هم همینطور. شیرین عبادی با فعالیت های قبل از انقلابش، با پرونده هایی که وکیلش بود و ... ثابت کرده بود و فرهادی هم با فیلم هایش. فیلم هایش همان حرف هایی را می زد که آنان میخواستند؛ سیاه نمایی، عقب ماندگی و سر در گمی جامعه.
فیلم "چهارشنبه سوری" را اگر دیده باشید به خوبی سیاه نمایی های کارگردان از فضای ایران را می بینید. فیلم، ملتی را به ما معرفی می کند که حتی در ایام بزرگترین عید ملی و تاریخی خود، راحتی و آرامش ندارند. دائماً صدای وحشتناک ترقه و ترس مردم. لطفا صداهای مدام آتش بازی را به یک انتقاد ساده کارگردان از ناهنجاری اجتماعی تنزل ندهید! 
یا حتی "درباره الی" که درباره تفریح چندخانواده در شمال کشور است با فضایی به پایان می رسد که یک زن قربانی می شود و تقریبا تمامی افراد فیلم (جامعه) با این قضیه کنار می آیند. فیلم شهر زیبا هم که داستان نوجوانی است در انتظار اعدام؛ تصویری که این فیلم از ایران به نمایش می گذارد را ببینید: جکومت ایران به فردی نان و آب و امکانات می دهد تا بزرگ شود و آماده اعدام شود! و این آخری، جدایی نادر از سیمین که گل سرسبد همه آن ها بود.


انگار فرهادی همه فیلم های قبلی را ساخته بود تا آبدیده و آماده شود برای ساختن این "جدایی" و دستمزد همه این فیلم ها را یکحا از دست آنجلیا بگیرد! بیایید یک بار به نام این فیلم دقت کنیم؛ جدایی نادر از سیمین. مگر در فیلم، سیمین نیست که جدا می شود؟ مگر سیمین نیست که از نادر جدا زندگی می کند؟ مگر سیمین نیست که از ایران می رود؟ پس چرا جدایی، جدایی نادر از سیمین است و جدایی سیمین از نادر نیست؟ در حقیقت سیاه نمایی از همین نام شروع می شود. علاوه بر کلمه "جدایی" که هدف کارگردان را می رساند، ترتیب نام ها هم به مقصود او کمک می کند. یعنی کارگردان می گوید این نادر(مرد مانده در ایران) است که خود را از سیمین(زن رها شده از ایران و به آژادی رسیده) محروم کرده وگرنه سیمین که چیزی را از دست نمی دهد!
وفتی این فیلم را می دیدم، واقعا اعصابم خرد شد. از این همه شلختگی در اتاق ها، در خانه، در دادگاه، از این همه بی نظمی، به هم ریختگی واقعا جدای از ایجاد برداشت و پس زمینه فکری، در روحیه کوتاه مدتم هم تاثیر گذاشت و این همان هدف کارگردان بود؛ نشان دادن بی نظمی و به هم ریختگی جامعه ایرانی.


اصغر فرهادی شیرین عبادی


به نظرم همین نگاه کوتاه به این چند فیلم نشان می دهد که فرهادی زمینه اش را داشته. خوب هم زمینه اش را داشته. زمینه اش را داشته که بزرگش کنند و از این به بعد بیشتر هم از او استفاده کنند. همانطور که پس از نوبل، شیرین بیشتر به دردشان خود و حتی شده بود منبع گزارش های سازمان ملل از اوضاع ایران. البته فرهادی هم دست آنان را که از آستین آنجلی بیرون آمده بود، به گرمی فشرد!!!


همان اول هم گفتم: نباید از این جایزه توسط این دشمنان به کارگردان این فیلم ها متعجب می شدیم ولی پیام یک مقام دولتی برای اصغر فرهادی واقعا تعجب برانگیز است. مخصوصا وقتی در پیام می نویسد:"انقلاب اسلامی ایران آغاز رویش یک تمدن بزرگ است. تمدنی که در پرتو اخلاق، معنویت و عدالت می‌تواند، سعادت و رفاه و آرامش و نشاط واقعی را برای انسان سرگشته و دور افتاده از حقیقت و اصل خود به ارمغان آورد."


پیام شمقدری به اصغر فرهادی


از خودم می پرسم که آیای واقعا آقای شمقدری فیلم جدایی نادر از سیمین را دیده و این پیام را داده؟! یعنی این فیلم این مفاهیم را منتقل می کند و ما نمی دانستیم!!! یعنی می خواهد با همین چند خط پیام تمام زحمات فرهادی و تبلیغات مستکبرین را نقش بر آب کند. عجب نقشه ای! باید بگویم که یک اشتباه داشتی: آقای شمقدری! با تیروکمون به شکار گورخر آمدی! سیاه نمایی های فیلم و تبلیغات اسکار را که با پیام خنثی نمی کنند!
البته جنس این پیام بدجوری من را یاد صحبت های دوستی با مردم اسرائیل و بعد هم عذرهای بدتر از گناه برای توجیه آن انداخت.



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ پنج شنبه 29/10/90 ] [ 3:35 صبح ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]

رئیس جدید دانشگاه آزاد در کنار رهبری


کنار هم قرار گرفتن سه عضو جدید هئیت امنای دانشگاه آزاد اسلامی در کنار هم
پس از انتخاب تاریخی و تعیین رئیس جدید دانشگاه آزاد اسلامی



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 24/10/90 ] [ 6:1 عصر ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]

سلام. همیشه سیر و روند اندیشه حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) درباره ابعاد جغرافیایی جمهوری اسلامی و ایجاد تغییر مبتنی بر انقلاب اسلامی برام جالب بوده. البته یکی از دلایل ترس غرب از انقلاب اسلامی هم همین بود. با انقلاب اسلامی تفکری در ایران به حکومت رسیده بود که ظلم را در هر شکلی در هر جای دنیا بر نمی تافت و معتقد بود "تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم." و این یعنی پیشروی این انقلاب حتی تا قلب کاخ سفید و کاخ کرملین بدون هیچ مرز و محدودیت.



به عنوان مثال حضرت امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) دقیقا اولین رمضان بعد از انقلاب اسلامی در آن اوضاع خاص و در حال تغییر آن دوران، با سخنرانی ها و برنامه ریزی های مختلف مانند تعیین روز قدس، فلسطین رو به مسئله اول اجتماعی مسلمین تبدیل کردند و لرزه به دل عمال غرب و استعمارگران غربی انداختند. ایشون برای عربستان هم تفکر مدیریتی خاصی داشتند و معتقد بودند به جای حکومت یک خاندان بر سرزمین وحی، شورا  و کمیته ای متشکل از کشورهای اسلامی باید این اماکن متبرکه رو مدیریت کنند.


امام خمینی(ره)


در حقیقت ایشان برای تمامی مشکلات و نابسامانی ها بشریت برنامه داشتند و مثل خیلی از سیاسیتمداردان، با مصلحت اندیشی های آرمان برانداز، به فکر حفظ حداقل ها نبودند. به نظرم حال که بیداری اسلامی قدم های آخر خود را در برخی کشورها بر می دارد تا از یوغ استعمار قدیم و نوین به آزادی برسد و بیداری تا کف خیابان های نیویورک و لندن پیش رفته است، چه خوب است افق اندیشه های حضرت امام رو باز بررسی کنیم. به عنوان مثال، در صحیت های ایشون که در ادامه می آید، دقت کنید که موضوع صحبت شان فقط فلسطین یا لبنان یا حتی فقط مصر نیست، آن ها خطاب به کل کشورهای عربی و امت اسلام سخن می گویند:
شماها منتظر این نباشید که دولت های شما برای شما کار بکنند. من دولت های عربی را بیش از پانزده سال است که نصیحت کردم با هم متحد شوند و قدس را نجات دهند و هیچ ابدا در آنها اثر نکرد برای اینکه در فکر این مسائل نیستند... اینها هیچ یکشان به فکر امت ها نیستند ، امت ها خودشان باید به فکر خودشان باشند. اگر ما بنا بود که بنشینیم تا برای ما دولت ها کار بکنند ، حالا باز همان عقب ماندگی را داشتیم و باز شاه سابق بر ما حکومت می کرد. ما به قوت ایمان که در شعب ما حاصل شد ، با آن قوت ایمان با این ابرقدرتها مخالفت کردیم و بحمدالله پیروز شدیم و دست آنها را کوتاه کردیم.
شما اگر بخواهید بر مشکلات خودتان پیروز شوید ، اگر بخواهید قدس را نجات بدهید اگر بخواهید فلسطین را نجات بدهید ، اگر بخواهید مصر را نجات بدهید و سایر ممالک عربی را نجات بدهید از دست این عمال و از دست اجانب ، ملت ها باید قیام کنند ، باید ملت ها این کار را انجام بدهند ، ننشینند که دولت ها بر این مسائل وارد بشوند ، آنها روی مسائلی که برای خودشان صرفه دارد عمل می کنند. ملت ها باید قیام کنند و ملت ها باید رمز را بفهمند که رمز پیروزی این است که شهادت را آرزو کنند و به حیات ، حیات مادی ، دنیایی و حیوانی ارزش قائل نباشند. این رمز است که ملت ها را می تواند پیش ببرد ، این رمزی است که قرآن آورده است.»




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 16/10/90 ] [ 8:10 عصر ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]

سلام امروز رهبر معظم انقلاب با دست اندرکاران دستگاه دیپلماسی دولت جسله ای داشنتد که سخنان بسیار و قابل تاملی رو بیان کردند.
اولا اگر لحن و نوع بیانات ایشون در دوران دولت نهم رو به یاد بیاریم ، به راحتی متوجه می شیم که مدت هاست اون نوع بیان رو درباره دولت ندارند و متاسفانه دولت از انتظارات طرفداران واقعی و توقعات رهبری خیلی عقب افتاده و دور مونده.
ولی یک عبارتی رو رهبری در بیانات امروزشون دوبار تاکبد کردند (که فکر می کنم که برداشتی که از اون عبارت میشه، نشانه خوبی از وضعیت عمومی دست اندرکاران دستگاه دیپلماسی به دست نمیده) و اون هم اینکه رهبری در دوحا از صحبت هاشون تاکید می کنند که به وعده های صادق الهی حسن ظن داشته باشید.
من فکر می کنم در دقت نظر و هوشمندی ایشون در انتخاب لغات و عبارات هیچ شک و شبه ای وارد نیست. پس چرا اینجا از واژه ایمان به وعده های صادق الهی استفاده نکردند و دوبار فرموده اند : حسن ظن داشته باشید؟!


حضرت امام خامنه ای


گویا رهبر معظم انقلاب با کنایه می فرمایند اگر ایمان ندارید، لااقل حسن ظن داشته باشید! 
انشاالله که برداشت من درست نباشه و اعضای تیم دبپلماسی دولت عدالت محور، که در برخی زمینه ها کارنامه درخشان و طلایی از خودش به جا گذاشته، بتونه در این بیداری اسلامی هم وظیفه خودش رو عمل کنه و مدیون خانواده های شهدا و خانواده های مردم انقلابی کشور عزیزمون نشه انشاالله



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ پنج شنبه 8/10/90 ] [ 12:57 صبح ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]

سلام حتما مجله خبری شبکه یک رو دیدید. یک بخش خبری که هر روز ساعت 19:15 از شبکه یک پخش می شه و گزارش های خوب و تاثیرگذاری داره.
ولی یه چیزی که از اولین روز شروع این برنامه توی ذوقم می زد، این بود که در ابتدا مجری اصلی به بیننده ها سلام می کنه و بعد، با همکاراش صحبت می کنه تا گزارش ها یکی یکی پخش بشن.
همکاران آقای مجری که همان خبرنگارها هستند، بی توجه به حضور بینندگان شروع به صحبت می کنند و از یک سلام خشک و خالی هم دریغ می کند. انگار نه انگار که بیننده ها دارن این برنامه رو می بینن و اصلا کس دیگه ای به غیر از آقای مجری هم وجود داره!!!


میلیون ها بیننده نشسته اند و دارند این برنامه رو می بینند. نباید طبق فرهنگی اسلامی ایرانی خودمان و بر اساس دستور مکرر ائمه در احادیث و روایات، ابتدا به این همه بیننده سلام کنیم؟!!!


مجله خبری شبکه یک


در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که:اَلسَّلامُ قَبلَ الکَلامِ؛ نخست سلام، سپس کلام. دیگه از این واضح تر و شفاف تر!


در بسیاری از دیگر برنامه ها مانند میزگردها از قدیم الایام امر مرسوم و صحیح این گونه بوده است که مجری بعد از سلام و علیکی با بیننده ها، سوال را مطرح می کند، طرف مقابل هم پس از سلام و علیکی با بینندگان جواب سوال و نظرات خود را مطرح می کند.


به نظرم بهتره وقتی مجری سوالی از خبرنگار پرسید، خبرنگار هم در حد دو سه ثانیه (!) سلامی به بینندگان عرض کند و بعد هر چه می خواهد دل تنگش بگوید!!!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 4/10/90 ] [ 10:50 عصر ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]

یه سری موجود زنده (آدم که نیستند!) دور هم جمع میشن تا کشتن یک زن را ببین یا خونخواری فردی دیگر را.
افتخار میکنند که با نور و رحمت و خدا مخالفند. شبطان را می پرستند ؛ به مدل مو و لباس شون هم کاری ندارم (چون شما از من واردترید! )
به فکر فرو می روم. این ها چه جوری به اینجا رسیدهاند؟ اصلاً از کجا شروع کردند که به اینجا رسیدهاند؟
خوبش رو که بخواهی، اون ها رو بی خیال ، در مورد خودمون فکر کنیم؛ الآنِ من با اول اون ها آیا فرقی داره؟! نکنه من هم مثل ... مثل ... دیگه طاقت سوال ندارم!
ولی تا یاد هیاتمون می افتم نفس راحتی می کشم. دلم آروم می شه. خیالم راحت می شه که تا هیات هست ما هم همینجا هستیم ، در همین خط کنار همین خیمه های عزادرای.
این هیات هم نعمتی است ها!!!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ سه شنبه 10/8/90 ] [ 5:35 صبح ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]

یادش به خیر
چقدر زود گذشت این یکسال
همین روزها هم اگر توی خیابان های قم بچرخی، ماشین های زیادی را می بینی که هنوز عاشقی شان را فریاد می زنند
مثل روزهای استقبال از نایب امام زمانشان؛ مهر 1389
یادش به خیر


سفر امام خامنه ای به قم - مهر 1389


 


سفر امام خامنه ای به قم - مهر 1389



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ سه شنبه 26/7/90 ] [ 9:46 عصر ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]

باز صد رحمت به مرام مردم کوفه. یادشان آمد که امامی دارند در مدینه و باید دعوتش کنند. ولی مدینه ای ها در کنارش بودند و هیچ نگفتند. هیچ اصراری به قیام و اعلام آمادگی برای تبعیت از امام نکردند.
می دونم ... من هم مثل شما "اهل کوفه" نیستم!
ولی هر چه باشد مردم کوفه از مردم مدینه و مکه خیلی مردتر بودند.
چون اگر امیدی به مکیان و مدنی های نامرد بود، امام (روحی فداه) هجرت نمی کرد از جوار ضریح حضرت رسول (روحی فداه) و برادرش(روحی فداه) به قتلگاه پدرش(روحی فداه).
حالا هر وقت شعار دادی که "اهل کوفه" نیستی، یادت بیاید بدتر از کوفی ها، مدنی ها بودند.
اگر کوفی ها کمتر از 5 سال کنار مولا(روحی فداه) زندگی کرده بودند، اهالی مدینه سالها در کنار حضرت رسول، حضرت امیر و حضرت زهرا (روحی فداهم) زیسته بودند و باید بهره می بردند.


بغض نوشته:
حالا ببین مردم مدینه چه بودند که کوفیان با این همه نامردی، جلوی اونا عرض اندام می کنند!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 15/7/90 ] [ 1:12 عصر ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]

من متن اعترافات خود را مبنی بر یک اختلاس کلان از سیستم بانکی منتشر می کنم.


سال 87 بود که تصمیم به این اختلاس بزرگ گرفتم ولی با تدابیر و پیگیری های مجدانه و هوشمندانه بانک و نهادهای نظارتی ناکام ماندم. باخود گفتم حال که اختلاس بی اهمیت و کوچک سه هزار میلیاردی این همه سروصدا به پاکرده، اگر پرده از اختلاس من بیافتد، چه جنجالی به پاخواهد شد. پس دیدم بهتر است خودم اعتراف کنم تا هم اختلاسم سیاسی نشود (!) و هم در مجازاتم تخفیف قائل شوند.


قضیه از این قرار بود که من به بهانه وام عمره دانشجویی یک فقره وام کلان به مبلغ حدودی ده میلیون ریال دریافت نمودم. ابن درحالی بود که برای این مبلغ هنگفت، فقط به مبلغ ناچیز بیست میلیون ریال سفته و یک پروانه کسب معتبر و چک معتبر صاحب پروانه را نزد بانک به ضمانت گذاشته بودم که همین کار، من را ترغیب به اختلاس نمود زیرا بانک برای اطمینان از بازپرداخت پول، خیلی بی توجهی و اهمال نموده بود و برای این مبلغ کلان، فقط دو هفته من را دوانده بود.


همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه یکی از قسط ها عقب افتاد. شاید بیش از 2 یا 3 روز بود که از موعد قسط می گذشت و من بی توجه به این موضوع، در حال بهره گیری تجاری و اقتصادی و سیاسی از این وام کلان بودم. داشتم سهام فولاد را می خریدم که ناگهان متصدی بانک بعد از خودم با پدرم، منزل پدرم و منزل پدرخانمم تماس گرفت و من نادم شدم. مبلغ قسط که عقب افتاده بود مبلغی حدود چهارصد هزار ریال بود که برای تاخیر نیز 12درصد جریمه پرداخت نمودم.


چند بار به این منوال گذشت و من هم سواستفاده زیادی از منابع بانکی کردم و ضربات شدیدی به نظام مالی وارد نمودم تا روزی به بانک مراجعه و کل مبلغ باقیمانده (حدود 70درصد کل وام) را یکجا پرداخت نمودم و موفقیت نهادهای نظارتی و تلفن زننده را تبریک گفتم با این جمله بندی که "کلافه مان کردید با یک روز تاخیر آبرویمان را می برید! دیگر جرا به پدرزنم زنگ می زنید(!) بیا این هم کل پولتان(!)"


میخواستم اختلاس کنم!


در آنجا با سیستم پیچیده نظارتی بانک آشنا شدم به این صورت که یک متصدی فقط مخصوص همین وام های کلان(زیر ده میلیون ریال) گذاشته بودند و او دائم از صبح تا شب به همه زنگ می زد و می گفت "بیایید، اختلاس نکنید، ما حواسمان جمع است!!!" که ای کاش حواس شان برای همه وام ها جمع بود.


 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 2/7/90 ] [ 8:0 عصر ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

علی هاشمی زاده[58]
فقط یک سرباز هستم، نه کمتر (که وظیفه ام فراموشم شود) و نه بیشتر (که مغرور شوم) !
لینک دوستان
برچسب‌ ها
()
امکانات وب